ميان اخم ببر
و لبخند گرگ
گله نابود مي شود؛
فرمانروا، خود را حاكم قانون مي داند
و كشيش خود را نماينده خدا مي پندارد،
و بين اين دو،
انسانها فنا شده
و روحشان رو به نابودي مي رود...
«جبران خليل جبران»
![]()
|
۱۳۸۷ تیر ۲۲, شنبه
ميان اخم ببر
و لبخند گرگ گله نابود مي شود؛ فرمانروا، خود را حاكم قانون مي داند و كشيش خود را نماينده خدا مي پندارد، و بين اين دو، انسانها فنا شده و روحشان رو به نابودي مي رود... «جبران خليل جبران» |