شخصي راهي را يافت كه حتي در هنگام انجام كارهايي حقير و پست، نظير شستن ماهيتابه ها و قابلمه ها، نيز بتواند حضور خداوند را احساس كند. مردم اطراف او واقعاً نمي توانستند بفهمند او چطور در حال انجام كارهاي كوچك مي توانست خوشحال باشد... زيرا او خدا را در همه چيز ميديد...
آنچه كه در صدد انجامش هستيم، اين است كه خودمان راه حقيقت شويم. در نتيجه، هرجا كه هستيم، حضور خدا را تشخيص مي دهيم. هر جايي كه مي رويم مي دانيم كه بر روي زميني مقدس قدم بر مي داريم.