Home
Contact
Feed

اليزه
انديشه
پندار
مطرود
نقطه ته خط
ميرزا پيكوفسكي
نگاه نو
خوابگرد
اورانيا
خيال
نيستان
ساقي
عقاب
روياي گمشده...
جمله ها و نكته ها
آغاز يك پايان
ترنم يك رويا...
ديباچه
ملكوت
تحريريه خاموش
عصر ايران
تابناك
فارس
ارم

  • دسامبر 2010
  • اکتبر 2010
  • اوت 2010
  • ژوئیهٔ 2010
  • دسامبر 2008
  • اکتبر 2008
  • سپتامبر 2008
  • اوت 2008
  • ژوئیهٔ 2008
  • ژوئن 2008
  • مهٔ 2008
  • آوریل 2008


 


 

  ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه  
حضور او...
شخصي راهي را يافت كه حتي در هنگام انجام كارهايي حقير و پست، نظير شستن ماهي‌تابه ها و قابلمه ها، نيز بتواند حضور خداوند را احساس كند. مردم اطراف او واقعاً نمي توانستند بفهمند او چطور در حال انجام كارهاي كوچك مي توانست خوشحال باشد... زيرا او خدا را در همه چيز ميديد...
آنچه كه در صدد انجامش هستيم، اين است كه خودمان راه حقيقت شويم. در نتيجه، هرجا كه هستيم، حضور خدا را تشخيص مي دهيم. هر جايي كه مي رويم مي دانيم كه بر روي زميني مقدس قدم بر مي داريم.