Home
Contact
Feed

اليزه
انديشه
پندار
مطرود
نقطه ته خط
ميرزا پيكوفسكي
نگاه نو
خوابگرد
اورانيا
خيال
نيستان
ساقي
عقاب
روياي گمشده...
جمله ها و نكته ها
آغاز يك پايان
ترنم يك رويا...
ديباچه
ملكوت
تحريريه خاموش
عصر ايران
تابناك
فارس
ارم

  • دسامبر 2010
  • اکتبر 2010
  • اوت 2010
  • ژوئیهٔ 2010
  • دسامبر 2008
  • اکتبر 2008
  • سپتامبر 2008
  • اوت 2008
  • ژوئیهٔ 2008
  • ژوئن 2008
  • مهٔ 2008
  • آوریل 2008


 


 

  ۱۳۸۷ اردیبهشت ۵, پنجشنبه  
با دل تنگ به سوي تو سفر بايد كرد
از سر خويش به بتخانه گذر بايد كرد

پير ما گفت ز ميخانه شفا بايد جست
از شفا جستن هر خانه حذر بايد كرد

آنكه از جلوه رخسار چو ماهت پيش است
بي شك معجزه شق قمر بايد كرد

گر در ميكده را پير به عشاق گشود
پس از آن آرزوي فتح و ظفر بايد كرد

گر دل از نشئه مي دعوي سرداري كرد
به خود آييد كه احساس خطر بايد كرد

مژده اي دوست كه رندي سر خم را بگشود
باده نوشان لب از اين مائده تر بايد كرد

در ره جستن آتشكده سر بايد باخت
به جفاكاري او سينه سپر بايد كرد

سر خم باد سلامت كه به ديدار رخش
مست ساغر زده را نيز خبر بايد كرد

طره گيسوي دلدار به هر كوي و دري ست
پس به هر كوي و در از شوق سفر بايد كرد...