كبرياي توبه را بشكن، پشيماني بس است
از جواهرخانه خالي نگهباني بس است
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد! مسلماني بس است
خلق دلسنگ اند و من آينه با خود مي برم
بشكنيدم دوستان! دشنام پنهاني بس است
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است مي بارد! فراواني بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس مي دهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت مي كنيم!
سفره ات را جمع كن اي عشق! مهماني بس است
فاضل نظري
از جواهرخانه خالي نگهباني بس است
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد! مسلماني بس است
خلق دلسنگ اند و من آينه با خود مي برم
بشكنيدم دوستان! دشنام پنهاني بس است
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است مي بارد! فراواني بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس مي دهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت مي كنيم!
سفره ات را جمع كن اي عشق! مهماني بس است
فاضل نظري